|| SafeZONE ||
" i am a yodeler ,and, this is a house of my mind "
خواب اخر و زمانی من سم.
صبح ک خوابم با همون ترس یهویی باور نکردنی و ویو خاص همیشگی آغاز شد .من میرم جلوی پنجره و از ته خیابون میبینم ک یه لشکر مثل زامبی های رزدنت اویل ک حرف میزدن توس ب پا کردن و درحال دوییدن با سرعت هزارتان و میگفتن زنده باد زندگانی بعد هم صحنه های درهم و قروقاطی ک یادم رفته و فقط یادمه تویه ساختمون بودیم ک ادما و زامبی های زیادی توش بودن ومیکشتیمشونو اینم خیلی حس بدی داشت.تازه یادمه یه جایی
برچسب:
نویسنده: یگانه زارعیان
تاريخ: شنبه
14 شهريور
1405 ساعت: 10:00